چه كساني سكولاريسم را در بدنه كشور نفوذ مي دادند؟!
قاسم روان بخش
پديده سكولاريزه كردن كشور از ديرباز مورد توجه برخي غربزدگان قرار گرفته است؛ رژيم شاه سالها با سرمايهگذاري سنگين روي اين پروژه تلاش كرد تا اينگونه وانمود كند كه سياست از ديانت جدا است، دين حق اظهار نظر در مسائل حكومتي ندارد؛ ولي خواندن نماز و گرفتن روزه و رفتن به مسجد براي كساني كه مايل باشند، بلامانع است! اجراي اين پروژه كه سر انجامي جز حذف دين از جامعه نداشت، با مقاومت حوزههاي علميه و علماي بزرگ بهويژه حضرت امام خميني(ره) رو به رو شد و سرانجام در 22 بهمن 1357 با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت ديني، رسما شكست خورد. امام(ره) بارها بر عينت سياست و ديانت تاكيد ميكردند و ميفرمودند:
اسلام از سياست جدا نيست، اسلام مثل جاهاي ديگر نيست، مثل مذاهب ديگر نيست كه ذكر و دعا باشد. اسلام سياستش با ساير احكامش با هم هستند. (صحيفه امام، ج 3، ص 517)
پس از انقلاب اسلامي نيز بهرغم تاكيدات حضرت امام(ره) و بيرغبتي مردم به سكولاريسم، روشنفكران وابسته مثل اعضاي جبهه ملي و گروهك نهضت آزادي و برخي ليبرالها سعي ميكردند در زير پوست نظام، سكولاريسم را ترويج و اين باور را در جامعه ايجاد كنند كه حكومت ديني شدني نيست! اين حركت در سالهاي پس از جنگ بهويژه در دوران حكومت مدعيان اصلاحات به تدريج از حالت زير پوستي خارج شد و شكل رسمي به خود گرفت تا جايي كه برخي مسوولان آن روز نيز از ضرورت تحقق سكولاريزم سخن ميگفتند! مقام معظم رهبري در ديدار اخيرشان با هيات دولت ضمن ابراز تاسف از وجود چنين پديده شومي در برخي دولتهاي پيشين و اظهار خوشحالي از مهار شدن آن توسط دولت نهم فرمودند: «گرايشهاي سكولاريستي - كه متاسفانه باز داشت در بدنه مجموعه مديران كشور نفوذ ميكرد، جلويش گرفته شد. نظام انقلابي بر مبناي دين و بر مبناي اسلام و بر مبناي قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليوني اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميدانهاي خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسؤولان يك چنين نظامي دم از مفاهيم سكولاريستي بزنند؟! يكي بر سر شاخ و بن ميبريد. يعني خودشان بنشينند و بنا كنند بن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلي چيز خطرناكي بود. خب الحمدلله اينها جلويش گرفته شد»(1)
معالاسف اين تفكر كه روزي در وزارت ارشاد و دولت كارگزاران مورد حمايت قرار ميگرفت، از سال 76 تا 84 زمام قوه مجريه را در كشور بهدست گرفت. در اين مدت گذشته از اين كه عملكرد آن به گونهاي تنظيم شده بود كه جايي براي دين باقي نماند، رسما نيز بر ضرورت كنار گذاشتن دين از سياست تأكيد ميشد. هاشم آغاجري عضو موثر حلقه كيان و از اعضاي شوراي مركزي سازمان نامشروع مجاهدين كه به عبارتي يكي از مغزهاي متفكر اصلاحات محسوب ميشود، دين را افيون دولتها و ملتها دانسته! و محكوم به ارتداد شد. معالاسف اين اظهارات سخيف نه تنها مورد اعتراض مسوولان قوه مجريه و مقننه وقت قرار نگرفت، كه در مقابل حكم قاضي شجاع همدان ايستادند و آن را حكم ننگين خواندند! و سرانجام نيز با پا در مياني آنها حكم اعدام وي لغو شد! محمد مجتهد شبستري كه پس از يك دوره طولاني قلم زدن بر ضد دين و ارزشهاي ديني و الهي سرانجام خود را خلع لباس كرد، بارها بر اين نكته تاكيد ميكردكه «دين، نظام حكومتي ندارد»(2) و «اسلام هيچ حكمي در باب سياست، نسبت به مسائل عصر ما ندارد.»(3) عبدالكريم سروش كه عضو موثر حلقه كيان و از تئوري پردازان جبهه اصلاحطلبي بهشمار ميرود، با تاكيد بر جدايي دين از سياست مينويسد: «حقيقت دين، همان تجربه فردي ديني است كه در مورد پيامبران «تلقي وحي» نام گرفت و دين هيچ ارتباطي به امور اجتماعي و سياسي و حكومتي ندارد.»(4)
نفوذ انديشه الحادي سكولاريسم در كشور آنچنان شتاب گرفت كه در دوره دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در نشست جوانان اين جبهه ميگويد: «ما هيچ قيدي را بر مردم سالاري نميپذيريم و مردم سالاري را بهعنوان يك روش و شيوه بازي پذيرفتهايم؛ بنابراين ما در مقام اول از مردم سالاري دفاع ميكنيم و حاضر نيستيم ديگران براي مردم سالاري قيد بگذارند»(5) حزب مشاركت با حذف پسوند دين از مردم سالاري طي بيانيهاي اظهار كرد: «ايران اسلامي هيچ راهي جز استقرار مردم سالاري ندارد و جنبش اصلاحات كه در حقيقت تجلي اراده ملي براي استقرار مردم سالاري است در پي زدودن حشو و زوايدي است كه بر انديشه مردم سالاري كه منبعث از آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي و بنيانگذار آن حضرت امام خميني(ره) است روييده است»(6) اكبر گنجي، يكي ديگر از اعضاي حزب مشاركت، با نوشتن كتاب «مانيفست جمهوري خواهي» طرح جايگزيني جمهوري تمام عيار بهجاي «جمهوري اسلامي» را مطرح كرد و نوشت: «اصولا مردم سالاري با دين در تناقض است.» وي سرانجام پيشنهاد رفراندوم براي تبديل نظام جمهوري اسلامي به نظام جمهوري مدرن و تمام عيار را مطرح ميسازد! پيشنهادي كه از سوي ضد انقلابيهاي خارج نشين و سران كاخ سفيد به شدت مورد استقبال قرار ميگيرد. راديو آمريكا خطاب به مدعيان اصلاحات ميگويد: «شورش به نتيجه نميرسد؛ رفراندوم را مطرح كنيد»(7) خبرگزاري آلمان نيز با جهت دهي به حركت سياسي مدعيان اصلاحات رفراندوم را پيشنهاد ميكند و ميگويد: «اصلاحطلبان راه خروج از حاكميت و رفراندوم را طي خواهند كرد»(8)
همراه با اين فضا سازيها آقاي خاتمي واژه «جمهوري اسلامي» را از شعار تاريخي ملت ايران حذف و بهجاي آن واژه «پيشرفت» قرار داد و آنقدر شعار «استقلال، آزادي، پيشرفت» را به مناسبتهاي مختلف تكرار كرد تا در افكار عمومي به يك باور تبديل شود. عملكرد آقاي خاتمي مورد اعتراض علما و مردم قرار گرفت، آيت ا... مصباح يزدي به حذف اسلام از شعار ملت ايران در سخنراني قبل از خطبههاي تهران به شدت اعتراض كرد.(9)
اين اقدامها در حالي انجام ميشد كه مجلس ششم بهدنبال بررسي لوايح دوقلويي بود كه آقاي خاتمي براي اهداف فوق فرستاده بود! در لايحه اصلاح قانون انتخابات، «اسلام» و «ايراني بودن» از شرايط نامزدي مجلس حذف شده بود! و در لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري، حذف تدريجي ولايت فقيه و تبديل شدن رئيس جمهور به قدرت مطلقهاي كه ميتواند به قوه مقننه و قضائيه و حتي رهبري نظام تذكر قانون اساسي بدهد و در صورت بيتوجهي به آن تبصره ماده 14 درباره آنها كه انفصال از مسووليت و زنداني شدن آنها است اعمال كند(!10) عبدالكريم سروش، تئوريسين جبهه دوم خرداد، نيز پس از دو سال اقامت در آمريكا به ايران بازگشت و موضوع رفراندوم را بهعنوان سوغات سفر به اصلاحطلبان پيشنهاد كرد و گفت: «با توجه به احتمال رد لوايح پيشنهادي دولت اصلاحات تاكيد خاتمي بر استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي از جمله رفراندوم را ميتوان در اين راستا مورد توجه قرار داد»(11) پس از اين پيام بود كه خانم حقيقتجو، عبايي خراساني، سيد ناصر قوامي، محسن آرمين، محمدرضا خاتمي [نايب رئيس مجلس و دبير كل حزب مشارك] و... تهديد كردند چنانچه شوراي نگهبان با لوايح دوقلو مخالفت كند به آراي عمومي و رفراندوم مراجعه كرده و در صورت عدم موفقيت از حاكميت خارج خواهيم شد.(12) در اين راستا كميته سه جانبه طيف ملي - مشاركت و دفتر تحكيم وحدت براي موضوع رفراندوم و تغيير قانون اساسي فعاليت خود را آغاز ميكنند (13) همراه با اين تلاشهاي داخلي، دشمنان خارجي نظام هم سعي ميكردند كه خطوط كلي ارائه شده را پشتيباني كنند تا هرچه زودتر به اهداف از پيش تعيين شده يعني حذف اسلام و دين و جايگزيني نظام سكولاريستي تحقق يابد. در همين راستا روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» نوشت چنانچه اين لايحه با مخالفت شوراي نگهبان رو بهرو شود، اصلاحطلبان بايد اقدام به برگزاري همهپرسي كرده و جوانان را به خيابانها بكشانند»(14) جيمز ولسي، رئيس سابق سازمان سيا و مشاور وقت بوش در مصاحبه با مجله آمريكايي «فرانت پيج» نيز بر همين مطلب تاكيد كرد و گفت: «آنچه مهم است، اين است كه تغيير در ايران ريشهاي و اساسي باشد، چه آرام و چه سريع، ساختار كلي دولت ميتواند باقي بماند ولي مراكز اصلي قدرت در شوراي نگهبان و ساير نهادها بايد حذف شوند»(15) مدعيان اصلاحات فكر ميكردند با اين تهاجم سنگين به افكار عمومي، پيروز خواهند شد و به هدف شوم سكولاريزه كردن انقلاب دست خواهند يافت ولي طولي نكشيد كه با شكست سنگين در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم فضا تغيير كرد و خاتمي خود رسما مجبور به باز پس گيري لوايح ضد اسلامي دوقلو گرديد ولي معالاسف اين تفكر همچنان در او و يارانش باقي است، چنانچه فرصتي پيدا كنند در جهت اجرايي كردن آن خواهند كوشيد. شاهد آن اظهارات سخنگوي حزب كارگزاران، آقاي حسين مرعشي، است كه پس از تشكيل دولت نهم صريحا اظهار داشت: ما طرفدار مكتب ليبراليزم هستيم، اسلام فاقد نظام سياسي، اقتصادي است! معالاسف اين اظهارات از سوي پدر معنوي آن حزب - آقاي هاشمي رفسنجاني - مورد اعتراض قرار نگرفت! به فضل الهي و با رهبريهاي هوشمندانه مقام معظم رهبري و روي كار آمدن دولت نهم كه رئيس جمهور آن شخصيتي متدين و مكتبي است، اين امر خطرناك كنترل شد و دهه سوم انقلاب به دهه اول انقلاب يعني دوران تلاش براي اسلاميزه كردن نظام گره خورد، شعارهاي امام و انقلاب زنده شد و چرخهاي انقلاب اسلامي مجددا در مسير اصلي خودش قرار گرفت.
در پايان توجه به اين نكته اساسي لازم است كه بايد مراقب بود سكولارها دوباره با جمعآوري عده و عده و تخريب گسترده دولت انقلاب، اين قطار را از مسير خودش خارج نكنند و فرهنگ سكولار و بيديني را بر كشور حاكم نسازند.
پينوشتها
1. جمهوري اسلامي، 5/6/87، ص12
2. هفته نامه پيام هامون، اسفند 77
3. ماهنامه كيان، فروردين 78
4. صبح امروز، خرداد 78
5. رويدادها، شماره 24، ص4
6. سايت رويداد، 5/8/81
7. پرتو سخن، 18/9/81
8. 13/6/81
9. پرتو سخن، 18/9/81، ص 2
10. بنگريد موارد 14 و 15 لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري
11. اعتماد، 12/6/81
12. مردم سالاري، 9/6/87؛ اعتماد، 13/6/81؛ جوان، 27/8/81؛ همبستگي، 11/7/81
13. رسالت، 10/6/81
14. همان، 17/6/81
15. بصيرت، شماره 49، آبان 81، ص 24

